محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
482
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
تن را به يك بار پاك كند ندهند ، بلكه به داروى نرم و به كرّات تنقيه كنند و ميان هر استفراغى به اغذيهء ملائم و لطيف حفظ قوت و اصلاح خلط متولد همىكند . اما آنجا كه قوة قوى باشد و خلط فاسد قليل ، به يك بار اخراج بايد كرد به ادويهء موافقه . و آنجا كه قوة قوى و خلط بد بسيار بود به ادويهء قويه و مرّات كثيره تنقيه نمايند . و آنجا كه قوت ضعيف بود و خلط هم اندك باشد ، شربتى و نقيعى لطيف كافى است تا اصلا بر قوت فتورى نرسد . و بدانند كه دو كس را دواى قوى نبايد داد : يكى ساكن شهر گرم را در شهر مذكور ، دوم خشك مزاج را ، از اينجا است كه در قولنج يابس انتفاع به اشياى نرم لزج بيشتر مىشود . اما سه كس را لازم است كه مسهل قوى دهند : يكى ساكن شهر بارد را در شهر او ، دوم كسى را كه آببند تشرّب كند ، سوم آن را كه مطحول بود در شهر بارد ، بنا بر برد كه مضعف عمل است و در آخر اين بنا بر غلظ اخلاط . و واجب است كه معده و قدم شارب المسهل را گرم دارند و بفرمايند كه بعد شرب ساكن بنشيند كه دوا از سر معده فرو شود و تقلب نفس بايستد ، آن زمان اندك اندك حركت كند تا اعانت دهد بر نفوذ . و حركت كثير كه دفعةً بود و قوى باشد زنهار نشايد كه مخرج دوا است به سرعت . و هر كه را بعد شرب مسهل خوف حدوث كرب و غثيان همىباشد ، بايد كه دو روز يا سه روز پيشتر از شرب دوا قى كند . انتباه كرب كه بعد شرب مسهل مىشود دو گونه است : يكى آن كه دوا مكرب بود ، چون بسفائج و بنفشه و سنا و افتيمون و مثل آن و در اينجا تقدم قى نفع ندارد . و دوم آن كه رطوبات غليظه در معده ملتصق باشند و به دوا متحرك شوند و زود برنيايند و كرب آرند و فائدهء تقدم قى مخصوص به همين قسم است . و بايد كه جهة قى فجل دهند يا مرق او ، تا تقطيع رطوبات لزجه كما حقّه شود . و هر گاه جهة اسهال حبوب به كار برند ، اگر مقصود تنقيه رأس بود محتاج اعانت نيست فقط همان بايد داد و اين حبوب بايد كه كبار سازند و بعد ساختن زمانى كه استمساك در آنها پديد آيد و خشك تام هم نشوند بگذارند و بعده تناول كنند ، تا بنا بر كبر حجم و استمساك اجزا زود منحل نشوند و در معده دير بماند و قوت بر سبيل تبخّر به سوى دِماغ همىرسد . و اگر مقصود تنقيهء مفاصل بود ، اعانت حبوب به مطبوخات لازم است ، تا قوت دوا به سرعت به محل مطلوب رسد ، لأن ذلك مطلوب ههنا . و بايد كه مطبوخ ، مجانس حبوب بود ، چنانچه حب مسهل صفرا همراه طبيخ شاهتره دهند و حب مسهل سودا همراه طبيخ افتيمون و بسفائج و مانند آن و حب مخرج بلغم همراه طبيخ قنطوريون و مانند آن . حبها كه با مطبوخ دهند بايد كه خرد و قريب العهد ساختن بود تا زود منحل شود و قوت او به سرعت به محل مقصود رسد . و لازم است كه روز مسهل استنجا به آب گرم كنند و اگر از مرور مواد حاد حرقت در مقعد شود به طبيخ خطمى غسل آنجا بايد كرد . و ضعيف الشرح را احسن آن كه جهت تليين و تقويت محل بعد استنجا كردن به طبيخ خطمى ، پنبه به روغن گل گرم كرده بيالايند و بر آنجا بگذارند و اگر قدرى مقل ارزق هم در روغن گل بياميزند قوىتر باشد در تقويت محل و حفظ آن از مضرّت مرور مواد . و واجب است كه به ادويهء مسهله ، ادويهء عطريه مخلوط كنند تا قواى اعضا را محافظت كند و كذا ادويه قلبيه نيز ممزوج نمايند تا روح حيوانى را قوت دهد در هر عضو . و بدانند كه بعض ادويه به بعض امزجه مناسبت دارند و به بعضى نه ، چنانچه سقمونيا در اهل بلاد بارد عمل نمىكند مگر عمل ضعيف مادام كه مقدار كثير ندهند و كذا